امام زمان (عج)

بعد از شهادت امام هادی (ع ) توسط معتزعباسی در سال ۲۵۴ هجری ، زندگی بر امام حسن عسگری (ع ) توسط ماموران امنیتی عباسی سخت شد در حالیکه نوشتن کتاب احادیث توسط علمای اهل سنت مانند «محمدبن اسماعیل بخاری » ، مولف صحیح بخاری (متوفی ۲۵۶هجری ) و «مسلم بن حجاج نیشابوری » مولف صحیح مسلم (متوفی ۲۶۱ هجری ) به آزادی صورت می پذیرفت ، اما خانواده اهل بیت پیامبر(ص ) تحت شدیدترین مراقبتهای امنیتی و سختگیری مستبدانه دولت عباسی با محدودیتهای طاقت فرسا زندگی می کردند .

ماجرای ولادت حضرت مهدی ، امام زمان (ع ) را بزرگان علم حدیث از قدمای اصحاب ، مانند«ابی جعفر طبری » ، «فضل بن شاذان » ، «علی بن حسین مسعودی » ، «شیخ صدوق » ، «طوسی » و «مفید» با اسناد صحیح از حکیمه عمه امام حسن عسگری (ع ) و خواهر امام هادی (ع ) اینگونه نقل کردند . بعد از شهادت امام هادی (ع ) امام حسن عسگری (ابو محمد -ع ) در جای پدربزرگوارش قرار گرفت من هم ، مانند همه به زیارتش می رفتم تا از برادر زاده ام دیدار کنم چنانچه به خدمت برادر می رسیدم ، روزی من خدمت ملیکه خانم رسیدم (ملیکه در منزل امام حسن عسگری به نرجس و سوسن نامیده می شد) ملیکه به نزد من آمد تا کفشم را از پایم در آورد . گفتم خانم من ، تو اجازه بده من کفشت را در بیاورم ، او بلافاصله گفت : نه ، تو سیده و خانم من هستی اجازه نمی دهم شما کفش از پایم در آورید من برای او توضیح دادم که او همسر امام زمان (ع ) من است و او مادر امام بعدی خواهد بود و من باید به او خدمت کنم . این سخنان و حرفها را برادر زاده ام شنید سپس فرمود عمه جان خداوند تو را جزای خیر دهد و من تا غروب در منزل برادر زاده ام بودم و بعد به منزلم برگشتم .

روز چهاردهم شعبان سال ۲۵۵ هجری فرستاده ای از سوی امام حسن عسگری به خدمت حکیمه عمه خانم رسید که امام (ع ) فرمودند : روزه ات را امروز نزد ما افطار کن و امشب ، شب نیمه شعبان است نزد ما باش . به درستی که متولد شود امشب مولودی که بر خداوند منان کریم و برخلق او حجت است و خداوند زمین را بعد ازمردنش توسط او زنده می کند .

حکیمه پرسید : آقای من این فرزند از چه کسی متولد می شود ؟ امام فرمود : از نرجس (سوسن ) .حکیمه بلافاصله متوجه نرجس (سوسن ) می شود ولی بعد از مکثی با تعجب از امام می پرسد آقای من در ایشان اثری از بارداری نمی بینم دوباره امام حسن عسگری تاکید فرمودند از نرجس متولدمی شود ، نه غیر او ! دوباره حکیمه با دقت بیشتری به نزد نرجس خانم باز می گردد و موضوع را با او در میان می گذارد و به آنچه که امام فرمود ازحالش می پرسد ولی در کمال تعجب ، نرجس با شرم و حیا پاسخ داد. خانم ، من چیزی از زایمان قریب الوقوع در خود احساس نمی کنم .

این بار حکیمه موضوع را به اطلاع امام حسن عسگری (ع ) رساند و حضرت در پاسخ تبسم فرمودند و اضافه داشتند چون وقت فجر ظاهرشود آثار وضع حمل ظاهر می شود و مثل نرجس مثل مادر موسی است که حمل چندان در او ظاهر نشد و کسی آن را ندانست تا اینکه زمان ولادتش فرا رسید و ماموران فرعون شکمهای زنان حامله را به جهت جستجوی موسی که کاهنان پیش بینی کرده بودند می شکافتند و هزاران مادر و جنین رابه قتل رساندند.

● فجر ولادت مبارک

حکیمه با ملیکه بعد از نماز مغرب و عشا ، عصر چهاردهم شعبان ۲۵۵ افطار نمودند و سپس به استراحت و خواب رفتند و حکیمه مراقب ملیکه بود و به هنگام نیمه شب جهت نماز شب حکیمه به نماز می ایستد ولی باز هم از وضع حمل و آثار آن خبری نیست و همین طور نیز ملیکه به نماز ایستاد و هر دو خانم نماز خواندند و ملیکه به استراحت ادامه داد و چون وقت فجر اول طالع شد حکیمه متوجه ملیکه شد که به خواب مجدد رفته است دراین هنگام تردید و شک بر او مستولی بود که چگونه ممکن است آثار وضع حمل و زایمان چندان آشکار نیست ولی نوزادی از ملیکه متولدخواهد شد. حکیمه در این اوهام غرق بود که امام فرمود : عمه خانم ، عجله نکن اکنون وقت ولادت نزدیک است صدای امام ، حکیمه را به خود آورد و او شروع به خواندن سوره های «الم » ، «سجده » و «یس » قرآن نمود ، در این لحظه متوجه ملیکه شد که از خواب ترسان بیدار شد حکیمه به سوی او رفت . و ادامه ماجرا را اینگونه نقل می کند ملیکه را به سینه خود چسبانیدم و گفتم نام و یاد خدا بر تو باد آیا احساسی داری ملیکه با اضطراب گفت بلی عمه . شروع به اذکار و اسما الهی کردم و در این هنگام صدای امام را شنیدم که فرمود سوره قدر را بخوان من سوره قدر را خواندم از ملیکه پرسیدم چه حالی داری ؟ ملیکه گفت : آنچه مولایمان فرمود بر من ظاهر شد احساس طفلی درشکم خود دارم که با من در خواندن سوره قدر همراهی می کند و بر من سلام می دهد و من ازصدای او می ترسم و اضطراب دارم . حکیمه درعین تعجب و ناباوری صدای امام حسن (ع ) رامی شنود که عمه جان از قدرت الهی تعجب نکن که خداوند معصوم (ع ) را در کودکی به حکمت گویا می کند و در بزرگی حجت خود در زمین برخلق قرار می دهد.

ناگهان ملیکه از چشمم ناپدید شد من او راندیدم انگار حجاب و پرده ای از نور بین من و او ایجاد شد من مضطرب به سوی امام عسگری دویدم ، امام فریاد کنان فرمود عمه برگرد او را در جای خودش خواهی یافت من بازگشتم به اطاق ملیکه و لحظه ای درنگ کردم قرصی از نور تابان دیدم که چشمم را خیره کرد مادر کنار طفلی زیبا با صورتی درخشان نشسته است و کودک به سجده افتاده و انگشتان سبابه خود را به آسمان بلند کرده و ذکرمی گوید .

 

به چه دلیل امام زمان (علیه السلام) متولد شده اند؟

عقیده به مهدویت و منجى جهانى در اسلام امرى مسلم است و در دیگر ادیان هم وجود دارد ؛ اما به چه دلیل حضرت مهدى (علیه السلام) متولد شده اند ، نه این که در آخرالزمان به دنیا خواهند آمد؟

دلیل عقلى و نقلمى قطعى داریم بر این که حضرت مهدى (علیه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسکرى (علیه السلام)، متولد شده اند :

1 ـ دلیل عقلى :

با توجه به سه مطلب ذیل عقل هر انسان منصفى حکم مى کند به این که امام زمان (علیه السلام) متولد شده و هم اکنون زنده هستند :

الف) در علم کلام به اثبات رسیده که  هیچ گاه زمین نمى تواند از حجت الهى ، خالى باشد .  در روایات هم به این مطلب تصریح شده است ، در روایت است که : 

لو بقیت الارض بغیر امام لساخت  اصول کافى ، ج 1 ، ص 179 .

اگر زمین بدون امام باشد ، فرو مى رود و نابود مى شود .

ب) در علم کلام ثابت شده است  که امامان معصوم بعد از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دوازده نفر بیش تر نیستند و همگى از خاندان پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) مى باشند . روایات هم در این مورد فراوان است .

ج)  یازدهمین امام معصوم ـ حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) ـ در سال 260 هجرى قمرى در شهر سامرا به شهادت رسیدند ،  این از مسلمات تاریخ است .

نتیجه ى این سه مقدمه این است که حضرت مهدى (علیه السلام) ، قبل از شهادت امام حسن عسکرى (علیه السلام) تولد یافته و به مقام رفیع امامت رسیده اند ، و گرنه زمین از حجت و امام خالى خواهند ماند .

2 ـ دلیل نقلى :

الف) روایات : در روایات آمده است که حضرت مهدى (علیه السلام) ، نهمین فرزند امام حسین (علیه السلام) است ، ششمین فرزند امام جعفر صادق (علیه السلام) است ، پنجمین فرزند امام موسى بن جعفر (علیه السلام) است ، چهارمین فرزند امام رضا (علیه السلام) است ، سومین فرزند امام محمد تقى (علیه السلام) است ، و فرزند امام حسن عسکرى (علیه السلام) است . مجموع این روایات بیش از 780 مورد است . از مجموع این روایات استفاده مى شود که حضرت مهدى (علیه السلام) متولد شده اند ، زیرا حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) در سال 260 هجرى قمرى به شهادت رسیدند .

ب) نقل تاریخى : مورخان شیعه و سنى جریان تولد حضرت مهدى (علیه السلام) و زمان و مکان آن را ضبط کرده اند . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 199 ـ ینابیع المودة ، ج 3 ، ص 114 .

ج) ملاقات حضرت : از زمان تولد حضرت مهدى (علیه السلام) تا این زمان ، افراد زیادى حضرت را ملاقات کرده اند ، مانند : حکیمه خاتون ـ عمه ى امام حسن عسکرى (علیه السلام)ـ که شب تولد حضرت در خانه ى امام حسن عسکرى (علیه السلام) بودند و جریان تولد را شاهد بودند . ینابیع المودة ، ج 3 ، ص 114 . غیبت شیخ طوسى ، ص 141 .

ابو نصر خادم ، حضرت مهدى (علیه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است . کشف الغمه ، ج 2 ، ص 499 و اثبات الهداة ، ج 7 ، ص 344 . سعدبن عبدالله قمى در زمان حیات امام حسن عسکرى (علیه السلام) با جمعى براى زیارت امام حسن (علیه السلام) به سامرا رفتند ، در طرف راست امام کودکى را مشاهده نمودند که مانند ماه درخشان بود . پرسیدند : این کیست ؟ فرمود :  مهدى قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) است .  الزام الناصب ، ج 1 ، ص 342 .

در زمان غیبت هم افراد زیادى حضرت را ملاقات کرده اند ، که در خصوص ملاقات با حضرت کتاب هایى نوشته شده است . بنابراین حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ایشان معنا نخواهد داشت .

مدیرت وبلاگ مسجد الرسول (ص) تولد امام عصر (عج) را به شما تمامی اهل هلیله از تمام اقوام و کلیه دوستان عزیز تبریک عرض مینماید .

در پناه امام زمان (عج) باشید پایدار و سربلند 

 

/ 3 نظر / 49 بازدید
انصاری

سلام. موفق پیروز باشی

رحمت الله حسن ابراهیمی

مرواتان همه ساله باد

مهسا

سلام خوبيد؟اميدوارم در ادامه هم موفق باشيد! اين وبلاگ منه خوشحال ميشم سربزنيد gheyrat73.blogfa.com